dashbord asansor

این پروژه در دوره کارآموزی من و در نقش UI/UX Designer انجام شد. در این دوره فرصت داشتم فرآیند طراحی یک محصول دیجیتال را از صفر تا صد یاد بگیرم و در طراحی داشبورد مربوط به سیستم مدیریت آسانسور تجربه کسب کنم. در این پروژه روی ساختار صفحات، طراحی رابط کاربری و ایجاد تجربه‌ای ساده و قابل‌فهم برای کاربر کار کردم و با روند واقعی کار در یک تیم طراحی آشنا شدم. به دلیل محرمانگی پروژه، امکان نمایش یا ارائه اطلاعات کامل و جزئیات تمامی بخش‌های محصول در پورتفولیو وجود ندارد؛ بنابراین تنها بخش‌هایی از کار که امکان انتشار آن‌ها وجود دارد در اینجا نمایش داده شده است.

تصویر اصلی پروژه dashbord asansor

اطلاعات پروژه

کارفرما
دکتر مهدی فرشباف
نقش
کاراموز طراح محصول
مدت زمان
6 ماه
تیم
اسمارت وست
سال
1403
ابزارها
figma

روند طراحی

  1. آشنایی با محصول

    در شروع کارآموزی با محصول، ساختار کلی سیستم و نحوه عملکرد بخش‌های مختلف آشنا شدم. همچنین با روند کاری تیم طراحی و ارتباط بین تیم‌های UI/UX، Front-end و Back-end آشنا شدم تا درک بهتری از فرآیند واقعی طراحی و توسعه محصول داشته باشم.

  2. بررسی و تحلیل

    نیازمندی‌های بخش‌های مختلف محصول را بررسی کردم و با توجه به اطلاعاتی که در اختیارم قرار می‌گرفت، ساختار صفحات و محتوای موردنیاز هر بخش را مشخص کردم. در این مرحله تلاش کردم اطلاعات پیچیده داشبورد به شکلی منظم و قابل‌فهم برای کاربر نمایش داده شود.

  3. Wireframe

    قبل از شروع طراحی نهایی، ساختار اولیه صفحات را به صورت Wireframe مشخص کردم. در این مرحله تمرکز اصلی روی چیدمان اطلاعات، سلسله‌مراتب محتوا، مسیر دسترسی کاربر و جایگاه المان‌های اصلی داشبورد بود.

  4. UI Design

    پس از مشخص شدن ساختار صفحات، طراحی رابط کاربری را شروع کردم. برای ایجاد یک رابط منسجم و قابل توسعه، بخش‌های مختلف Design System از جمله Color System، Typography، Spacing، Grid و Components را تعریف و سازمان‌دهی کردم. همچنین برای المان‌های تکرارشونده مانند دکمه‌ها، Inputها، جدول‌ها، کارت‌ها، وضعیت‌ها و سایر کامپوننت‌های موردنیاز، ساختار مشخصی ایجاد کردم تا طراحی صفحات مختلف یکپارچه باشد و تغییرات آینده راحت‌تر انجام شود.

  5. Design Tokens و ساختاردهی کامپوننت‌ها

    برای منظم‌تر شدن فایل طراحی، استایل‌ها و مقادیر تکرارشونده را به صورت ساختاریافته تعریف کردم و از Design Tokens برای مواردی مانند رنگ‌ها، فاصله‌ها، اندازه‌ها و سایر مقادیر طراحی استفاده کردم. کامپوننت‌ها نیز به شکلی طراحی شدند که قابلیت استفاده مجدد داشته باشند و بتوان از آن‌ها در بخش‌های مختلف محصول استفاده کرد.

  6. همکاری با تیم Front-end و Back-end

    در طول پروژه با تیم‌های Front-end و Back-end در ارتباط بودم و درباره نحوه عملکرد بخش‌های مختلف، اطلاعات موردنیاز و محدودیت‌های فنی هماهنگی انجام می‌دادم. این همکاری باعث شد درک بهتری از تفاوت بین طراحی در Figma و پیاده‌سازی واقعی محصول پیدا کنم و طراحی‌ها را با توجه به شرایط و نیازهای فنی پروژه اصلاح و هماهنگ کنم.